دوستت دارم 

بیشتر از نوشتنِ آخرین سطرِ مشق هایِ مدرسه

بیشتر از تقلب در امتحان

حتی بیشتر از بستنی هایِ قیفیِ قدیم

پفک هایِ طعمِ پنیر

تو را بیشتر از توپهایِ پلاستیکی

کوچه هایِ خاکی

( این را که میدانی چه قدر بود! )

بخدا تو را از خوابِ نرسیده به صبح هم،

بیشتر دوست دارم

بیشتر از صبح هایِ جمعه

عصرهایِ لواشک، آلوچه

تو را از زنگهایِ تفریح هم

بیشتر دوست دارم

بیشتر از خیلی

بیشتر از زیاد!

من،

تو را یه عالمه دوست دارم 


+یهـ عاااااااااااااالمهــــــــــــ

+همیشه سر نوشتن آخرین سطر مشق های مدرسه بین منو کناریم دعوا میشد 

دفترمو نگه میداشت تا خودش بهم برسه و بعدش تند تر تموم کنه ^_^

اون موقع ازش بدم میومد همیشه اذیتم میکرد البته منم اذیت میکردما مثلا وقتی اون مینوشت من میزو تکون میدادم پاهامو زیر میز تکون میدادم (اینکار اعصابشو بهم می ریخت :-D)

تا قاطی کنه اما همیشه مینشست رو دفترمو مشقشوتند تند مینوشت و میخندید 

منم تا حد گریه میرفتم تا دفترمو میگرفتم(ازاون موقع هم بی جنبه بودم:-D)

حالا همون بغل دستی خشن صمیمی ترین دوستمه ^_^

متنشو خوندم یاد کلی خاطره افتادم :)


+خاطره ای به ذهنتون رسید بگید:))

+شنیدنیهـ(خیلی دوسش دارم هم فیلمشوهم آهنگشو)