سردم شده بدجور عزیزم «بغلم کن»

یخ کردم از این سوز ِ دمادم «بغلم کن»


تا باد ، مرا با خود از این کوچه نبرده

بی دغدغه ، با دغدغه محکم «بغلم کن»


دنیا همه مشتاق ِ تو هستند ولی تو 

با وسعت ِ شوق ِ همه عالم «بغلم کن»


شد شایعه «غم» خورده در این کوچه یکی را

تا آن که نبلعیده مرا هم «بغلم کن»


این شهر همه در پی حرفند و حسودند

آهسته و پیوسته و کم کم «بغلم کن»


از لطف ِ تو هر بی سر و پایی شده آدم

امید که من هم شوم آدم «بغلم کن»


من داوطلب آمده ام تا که بمیرم 

این جاست همان خطّ ِ مقدّم «بغلم کن»


گیریم که پیش از همه با این عمل ِ زشت

رفتیم جهنّم ، به جهنّم «بغلم کن»


حتّا بشود محشر ِ عُظمی همه دنیا

ای رهبر ِ دل های معظّم «بغلم کن»


اَنْکحْتُ وَ زَوّجْتُ دلم عاقد و شاهد

ای عشق شدم من به تو محرم «بغلم کن»


 +شاعر؟!