...

خوبم!

خیلی خوب ...

مگر می‌شود به فکر تو بود وُ خوب نبود

تو را خیال داشت وُ

بد بود

من خوبم قشنگِ عزیز


راستی تا یادم نرفته بگویَ‌م،

دوستت دارم

نه مثل دیروز

نه مثل امروز

نه حتا مثلِ اولِ سطر وُ حالِ

حالا

نــــــــه !

الان، 

تو را یک جورِ دیگر دوست دارم

بیشتر از هر جور.


غمگینم!


آخر امروز نگفتم 

نگفتم دوستت دارم 

از خودم خجالت می‌کشم

از خودم فرار می‌کنم

که دیر کردم

که دیر گفتم وُ 

امروز رفت ...

_

قشنگِ نازم،می‌دانم هیچ بیراهه‌ای 

به تو نمی رسد

_

می‌دانم تا تو خیلی راه است

خیلی!

تازه راه؛

خیلی راه باشد

شاید به تو برسد

_

تو که غریبه نیستی

علاقه‌جانِ منی

خواب ماندم

نه این که در خواب نگفته باشم‌ها...

نه!

تازه یواشکی بوسَ‌ت هم کردم

( خجالت )

_

گفتم شاید تو نشنیده باشی

نه نه ... دارم دروغ می‌گویم

می دانی،

اصلن کیف می‌کنم هِی بگویم سلام

هِی بگویَم دوستت دارم

هِی یواشکی ببینمت

دید بزنم

بوس کنم

( ببخش، غلط کردم

قهر نکن

دیگر این یواشکی‌ها را خواب نمی‌بینم )


بخدا حتا همین سطر هم،

جوری دیگر

دوستت دارم

جورِ دیگر می‌گویم

سلام

علاقه‌یِ نازم

دوستت دارم

حالت چه‌گونه است.

من،

به فکرِ تو

خوبم!


می‌بوسمت.

هرجا، هروقت ( نه! ماچَ‌ت می‌کنم ) ...

| افشین صالحى |



+من عاشق این متن شدم عاااالیه ^_^

چقدر میتونه یه روز باحال باشه چقدر آخه ؟!

درسته هنوز سورپرایز واقعی اتفاق نیافتاده و تا اتفاق افتادنش کلی زمان نامعلوم هست 

اما امسال با همه اینا بهترین تولدم بود 

دوروز مونده و کلی محبت 

کلی مرام 

خیلی خوب بود از اون اول صبحی باخنده و تبریک تا این آخر شبی 

هنوز هم ادامه داره اما خب دیگه من همچنان منتظر سورپرایز اصلی میباشم 

اصلا آدمی که پر توقع نباشه بدرد نمیخوره که ^_^

اگه بشه که چی میشه 

دیگه زنده نیستم 



زندگیتون پر لحظات شاد پر خنده پر هیجان پر سورپرایز 



+محرمم تسلیت میگم که یه وقت از قلم نیافته ♥